Monday, October 19, 2009

پیری

من آنم پیرم که می گویند جوانم
من آن گیرم که میگویند به راهم
در آن خلوت گه درویش مسلک
من آن عشقم که در عاشق سمائم
که گوید هر چه پیش آید خوش آی
د؟
من آن گیرم که در سختی راهم
من آن عاشق که در خلوت گه عشق
هزاران همچو مجنون گرد راهم
که گوید ،هر که گوید من همانم
همانم من که گویم با همه توفیر دارم

11/07/88 20:42 مترو تهران کرج

Monday, August 31, 2009

عشق گمشده

ای عشق چرا سراغی از ما نکنی
دردی بزدی ،چرا دوایی نکنی
دیوانه شدم بس که جفا شد به دلم
ای عشق چرا تو قصد یاری نکنی
مائیم و دل و همیشه سرگردانیم
ای عشق پرا تو رونمایی نکنی
این دل همه جا دور تو گردیده ست
ای عشق اگر تو هم جفایی نکنی
هر نیمه شب و وقت سحر تو را به یاد آوردم
ای عشق تو را چه شد که یادی نکنی
درمجمع خوبان شهره ی آفاق شدم
ای عشق چرا به قصد کاری نکنی

Tuesday, May 26, 2009

بوی گندم

بوی گندم خبر از باد صبا است یا نه
این دل غم زده را اثری هست یا نه
چه شود باز شویم شاد ز دل
ممکنش هست شویم مست یا نه
چه شود کدرت ز دل پاک شود
هست ممکن جمله شود قصد یا نه
دیدنت صحبت جان است دگر
شودش باردگر گیرم آن دست یا نه
بغضی در وجودم هست آه...
ممکنش هست شود خیس ،دو چشم یا نه
بوی گندم خبر از باد صبا هست یا نه
این دل غم زده را اثری هست یا نه

05/03/88

Monday, May 25, 2009

کاش




چه خوش می تپد وجودم در وجودت
آه...
کاش جمله آرزویم باشد
غنچه ای باز شود بحر وجودم
ای کاش!
مردنم دست تورا می بوسید
که دگر بار نهالم باشد
در آرامگه سبز وصال
کاش ...!!

Friday, May 22, 2009

من




کاش تنهاییم را قلبم احساس می کرد

چشمم سیاه و آسمان سیاه
قلبم سپید و عشق سیاه