Saturday, February 28, 2009

دل



خداوندا به عشق عاشقت اشک ز عاشق ها بگیر

خداوندا به عشق عاشقت ظلمت ز این دلها بگیر


Tuesday, February 24, 2009

دل

دمت گرم و سرت خوش باشد هی دوست
                که هرچه می کشم بحر همین دوست

تو دانی بس مرا یا رب خدا جون
                دیگران رو بیخیال خودت رو قوربون


Monday, February 23, 2009

دل

دلا تا کی فراق و درد دوری
                       دلا خستم ز هجران و صبوری
                                             دلا خستم ز این جان سپردن
                                                                   دلا مردم ز این دل بریدن


Sunday, February 22, 2009

Saturday, February 21, 2009

نمی دونی دلم هنوز جونه




نمی دونی دلم هنوز جونه

نمی بینی دلم در عشق و خون
بازم می گی برو دردت به جونم
خبر از دل نداری مهربونم
نمی دونی دل پر دردی دارم
بازم می گی برو من کار دارم
منم خسته شدم ای سرونازم
پا رو این دلم گذاشتم نازنینم
حالا من موندم و یک دل رنجور
حالا دیگه برو مرده دلامون
دلم با مردگیش هنوز قشنگه
بازم از عشق می گه ، قلبشکسته


Wednesday, February 18, 2009

این حیدر بابا خود شهریاره هیچ ریطی هم به شعرش نداره




حیدر بابا دنیا یالان دنیادی

حیدر بابا بل سیندیرن دنیادی
حیدربابا هامی یالان سویلییر
حیدر بابا شادیخدان کیمسه دمیر
نه سویلدیک نه آپدیک دردیمیزی ده آلدیک
اونان سورا قیریلدیک هامی زادان کسیلدیک
حیدر بابا سن نه دییر سن آخی
حیدر بابا سن نه ادیر سن آخی
حیدر بابا سن د که گدین آخی
یالقیز قالدین تک ده که گدین آخی





حیدر بابا دنیا یالان دنیادی

حیدر بابا بل سیندیرن دنیادی
حیدربابا هامی یالان سویلییر
حیدر بابا شادیخدان کیمسه دمیر
نه سویلدیک نه آپدیک دردیمیزی ده آلدیک
اونان سورا قیریلدیک هامی زادان کسیلدیک
حیدر بابا سن نه دییر سن آخی
حیدر بابا سن نه ادیر سن آخی
حیدر بابا سن د که گدین آخی
یالقیز قالدین تک ده که گدین آخی


Monday, February 16, 2009

دلم تنگ است


دلم تنگ است باز هم می تراود
دلم تنگ است باز هم می تراند
دلم تنگ است باز هم می تواند
دلم تنگ است می خواهد بگوید
دلم تنگ است می خواهد بخواند
دلم تنگ است ،وای از درد و غمها
دلم تنگ است می خواهد بگوید
دلم تنگ است از این شهر پر دود
دلم تنگ است می خواهد بخواند
دلم تنگ است دل ، جای دگر رو
دلم تنگ است می خواهد بماند
دلم تنگ است می خواهد شود خیس
دلم تنگ است می خواهد رود پیش
دلم تنگ است می ترسد که بگوید
دلم تنگ است می خواهد ببوید


Sunday, February 15, 2009

دل نوشت




گلچهره کجایی که بدانی که ندانی

تو در این دیر خرابات دگر هیچ نمانی
نمانی و ندانی که ندانی
پس به دنبال چه بیهوده بمانی
درین دنیا که نیست جز نیرنگ در کاروانش
چه خواهی یافت ؟ دو رو در عصر و شامش


Saturday, February 14, 2009

این بار دل از از عشقی پنهان دم می زند





در عشق باید سوخت و نباید گفت چرا

چرا که دانند ، نخواهند دیگر تو را
در عشق باید چو پروانه بود و دم نزد
چرا که دم زنی بخششی نیست تورا
در عشق درد هجران باید کشید
چو هجران نباشد ، لیلایی نیست دیگر تورا
در عشق عاشقی باید نمود
در عشق خوش ز شادی ها میبایس ببود


Wednesday, February 11, 2009

Happy Valentin's Day




هم چین شب ، شب شبی باران نمی بارد شبی

سینه ها خندان و از دل ها نمی بارد غمی
شب شب وصل است چه می خواهد دگر از روزگار
برو خوش باش و شادی کن چو یافتی چون شبی


Tuesday, February 10, 2009

دل از فصل زیبای پاییز می گوید


فصل من فصل خداست
فصل عاشقای دنیاست
فصل من فصل رنگای قشنگه
فصل من فصل رنگای وارنگه
فصل من بهار عاشق
فصل من عاشق ساله
فصل من فصل بارون و گل
فصل من فصل انار
فصل دور کردن غمها
فصل خندیدن دلها
فصل من سوم ساله
فصل من بهار شاعر
فصل پر کردن دلها ز محبت
فصل دل بستن دلها به محبت
فصل من پاییز ساله
فصل من عاشق ساله
فصل من فصل قناری
فصل بلبل فصل شادی


Monday, February 9, 2009

باز هم دل می نویسد



عشق یعنی هیاهو
عشق یعنی تکاپو
عشق یعنی تلنگر
عشق یعنی تعهد
عشق یعنی من و ما
عشق یعنی که ما شیم
عشق یعنی به پای ما بسازیم
عشق یعنی فدای هرچی ماشیم
عشق یعنی که با ما یه من تازه بسازیم
عشق یعنی مه با ما یه مای تازه بسازیم
عشق یعنی تا ابد این ما بمونیم
عشق یعنی تا هبد با ما بمیریم
عشق یعنی مرگ ما معنا نداره
عشق یعنی زنده ایم با هم دوباره


Sunday, February 8, 2009

دل خبر از گرفتن قلب ها می دهد



عشق یعنی درد دوریهای یار
عشق یعنی بوسه از گلبرگ و یاس
عشق یعنی بی چک و چون جان سپردن
عشق یعنی لحظه ای ساکن نماندن
عشق یعنی قلب ها باید شکست؟
عشق یعنی درب عقل باید ببست
عشق یعنی قلب هایی که گرفت؟
عشق یعنی عقل هایی که بریخت؟
عشق یعنی خوردنی یا خواندنی؟
عشق یعنی بردنی یا ماندنی؟
عشق یعنی چه ندانم چیست عشق
عشق یعنی که ندانم کیست عشق
عشق یعنی عشق ناب حیدری؟
حیدران رفت و نماندیست دیگر حیدری


Friday, February 6, 2009

اولين دل نوشته ي من اين چنين آغاز شد




ای دلا وای به من که چه را بردم ز یاد
ای دلا وای به من نماندست دگر صبر و قرار
ای دلا وای به من چون که خطا ها کرده ام
ای دلا وای به من هرچه نباید کرد یکجا کرده ام
ای دلا وای به من غافل ز این و آن شدم
ای دلا وای به من بیگانه چون بیکس شدم
ای دلا خواهم که عاشق تر شوم
غافل از اندوه و درد و غم شوم
ای دلا خستم ز هر چه می گفتند و گفت
ای دلا خواهم که دیگر نشنود آنچه شنوفت
ای دلا وای به تو گر موج مردابم کنی
ای دلا وای به تو گر در این بیغوله ها ترکم کنی
ای دلا چه شود آخر شویم
ای دلا چو ملک شاد شویم
ای دلا کسان گویند غم اگر ترکم کند تنهای تنها می شوم
ای دلا دیدنیست آنی ،سینه هاشان پر ز شادی ها کنم


Wednesday, February 4, 2009

اول کار

سلام به همه ی هیچکس
می خوام شروع به گذاشتن یک سری نوشته که نمی دونم اگه کسی  اونارو بخونه به نظرش مسخره بیاد یا جالب
اما برای من چیزی که مهمه اینه که می خوام حرف دلم و اینجا بزارم و می دونم که کسی نمی خوانتش اما مهمه که من حرف دلم و تو لحظات مختلف زندگیم  گذاشتم

Tuesday, February 3, 2009

Amin




Hi
I'm Amin by 21 years old from Iran and exactly Tehran .
I'm university student in association degree,my major is electronice and I love it
Onething that I enjoy about is that I'm different from everybody